ساعت بیداری

اینجا ساعت به وقت بیداری است...

ساعت بیداری

اینجا ساعت به وقت بیداری است...

مشخصات بلاگ

استفاده از شبکه های اجتماعی ایده جالبی است که باعث شده برخی نیازهای انسانها مثل نیاز به روابط اجتماعی و تسهیل این روابط برطرف شود . اما اینطور به نظر میاد که جلوی برآورده شدن برخی نیازهای دیگر را سد کرده باشد مثل نیاز به تنهایی.
شاید وبلاگ نویسی راهی باشد که آدم دست کم بتواند در تنهایی خودش تنها باشد و این تنهایی را با دیگران قسمت کند.
اینجا ما همراه تنهایی هایمان در پی ما شدن هستیم. سعیمان بر این است که علاوه بر حرکت به سمت جلو ، در راستای محور z هم حرکت کنیم و همان مسائل شاید همیشگی را به قدر وسعمان عمیـق تر بررسی کنیم. پـــس :
گر یار ما خواهی شدن شوریده و شیدا "بیا"...

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
طبقه بندی براساس نویسنده مطلب
آخرین نظرات

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «توهین» ثبت شده است


چشمم که به اسم سیاست‌­مدار مشهور می­‌‌افتد ناخودآگاه دقیق‌­تر می‌­خوانم. دل خوشی از آن آقا ندارم پس جمله اهانت‌­آمیز به او هم ابتدا روی لبم لبخند می‌­آورد. می‌خواهم با یک مثبت به آن جمله من هم نظرم را ابراز کنم اما چیزی مانع می‌­شود. یاد خیلی از حرف‌­ها و اعتقادات خودم می‌­افتم و منصرف می‌­شوم.

این روزها که به مدد فضای مجازی امکان اظهار نظر بیش­‌تری برای عموم مردم در مسائل سیاسی پیش آمده‌است، مشابه واقعه­‌ای که در بالا توصیف شد شاید برای بسیاری از ما رخ دهد. اگر پیش‌ترها تنها در جمع‌های دوستانه یا خانوادگی به انتشار عقایدمان نسبت به رجال یا گروه­‌های سیاسی می­‌پرداختیم، حال این امکان را داریم که این عقاید را با تعداد گسترده‌­ای از آدم‌­ها در میان بگذاریم و یا نسبت به نظرات افرادی که شناختی از آن­‌ها نداریم واکنش نشان دهیم. همین گستردگی آدم‌هایی که با کنش‌­ها و واکنش‌­های ما مواجه می‌­شوند، مسئولیتمان را نسبت به فعلی که ممکن است تنها فشردن یک دکمه برای تأیید یک نظر باشد سنگین­‌تر می‌‌کند. بخشی از این مسئولیت به آموزه‌­ها و وظایف دینی ما مربوط می­‌شود، که بیش­‌تر برای دین‌داران محل اعتناست، و بخشی از آن به آثار اجتماعی اعمالمان مرتبط است، که حتی برای یک فرد بی­‌دین محل توجه می‌‌باشد.

در مورد رعایت احکام دینی و اصول اخلاقی در مباحثه‌­های سیاسی بسیار سخن گفته شده‌­است. اشاره به نظارت و آگاهی خداوند بر همه افعال و نیات ما، یا موجه نبودن شیوه خطا برای رسیدن به هدفی خوب از جمله عمومی‌‌ترین استدلال­‌‌هایی هستند که در کنش سیاسی نیز به یاد ما می‌­آورند که باید جانب حق را رعایت کنیم و اگر نسبت به عملکرد سیاست‌­مداران انتقادی داریم، توهینی به کل شخصیت ایشان یا هوادارانشان وارد نکنیم. علی‌­رغم اهمیت این اصول، در ادامه قصد دارم تا به طور کوتاه به یکی از آثار مخرب توهین به سیاست‌­مداران بپردازم. این اثر گرچه که درمورد افراد و جوامع مختلف با ادیان و مرام­‌های متفاوت صدق می­‌کند، اما به نظر می‌رسد که در جامعه ما کم‌­تر مورد توجه قرار گرفته‌باشد.

در غالب موارد، و نه ضرورتاً همیشه، فردی که حتی در یک گروه کوچک مسئولیتی داشته­‌باشد اگر با سخنانی توهین­‌آمیز مواجه شود، صبری برای تأمل درباره رفتار خود نشان نخواهدداد. حال اگر وسعت گروه مذکور به اندازه یک ملت گسترش یابد، این موضوع می‌­تواند باعث شود که فرد یا افراد مسئول، به بهانه نفی توهین، با ایجاد قوانین یا ساز و کارهایی مانع بلند شدن صدای مخالفان خود شوند. قانون منع «توهین» به مقام­های رسمی کشور از جمله این موارد است. علاوه بر این، نقدهای زننده و استفاده از الفاظ زشت و اهانت‌­بار موجب نادیده گرفته‌­شدن درستی محتوای نقد می‌­شود و بسیاری از اقشار و مسئولین جامعه را نسبت به این گونه نقدها ناشنوا می‌کند. حامیان شخص یا گروه مسئول نیز با بهره‌­گیری از همین موضوع، با برجسته کردن الفاظ نامناسب یک نقد و تعمیم کاربرد آن به تمام گروه­‌ها و افراد منتقد خود، از سویی مظلوم‌­نمایی کرده و برای خود اعتبار می‌‌خرند و از سوی دیگر مانع تأمل دقیق مردم در محتوای نقادی­‌ها می‌­شوند. ممکن است همه این موارد حتی به صورت غیرعامدانه و غیرآگاهانه از سوی مسئولین یا حامیان آن­ها (و یا حتی برخی گروه­های سیاسی در ظاهر مخالف قدرت) رخ دهد. در هر صورت، آن چه مهم است ضربه‌­ای است که در عمل به ساحت نقد و سازندگی حاصل از آن وارد می‌‌شود.

بر اساس آن چه که توضیح داده‌­‌شد، توهین و فحاشی به رجال و گروه­‌های سیاسی گرچه از سر «دل­‌سوزی» باشد، اما شخص «دل­‌سوز» باید بداند که شیوه رفتار او می‌­تواند خود مانعی بر سر راه اصلاح رفتارها و رویه­‌های سیاسی و فرهنگی جامعه باشد. چه گروه­‌هایی که دل در گرو «اصول» دارند، و چه آنان که طالب «اصلاح» جامعه‌­اند، اگر در ادعای خود صداقت دارند و منافع ملی را بر منافع شخصی و گروهی ترجیح می­‌دهند1، باید تلاش کنند تا انتقاد خود را در لباس زیباترین الفاظ و رفتارها نمایش دهند و از رفتارهای «زننده»2 خودداری کنند.3

یادداشت­‌ها:

1. این نکته حتی در زمینه منفعت­‌طلبی شخصی نیز کاربرد دارد و زیبا سخن­‌گفتن می­‌تواند باعث بهتر شنیده­‌شدن در مسائل فردی شود. با این وجود، اینجا بحث­‌هایی که درباره منافع ملی صورت می­‌گیرد مد نظر است.

2. علت این که اصطلاح زننده را در علامت نقل قول قرار داده و به نوعی بر مطلق نبودن آن اشاره داشته‌­ام این است که گاهی برخی رفتارها و الفاظ حتی در فرهنگ عمومی جامعه نیز ناپسند نیستند، اما تبلیغات و برچسب زدن­‌های سیاسی می‌‌­تواند به مرور باعث ناپسند دیده‌­شدن آن‌­ها شود.

3. حداقل برای دین‌­داران، لزوم رعایت این نکته تا جایی است که انحراف شدید و عیانی از احکام و اصول دینی رخ نداده‌­باشد. پس از چنین موردی، قطعاً در پیش گرفتن رفتار صلح‌­جویانه و استفاده از الفاظ زیبا دشوار خواهدبود. اما تشخیص چنین انحرافاتی نیز کار هر کسی نیست و نمی‌­توان به سادگی فرد یا افرادی را به انحراف کامل از دین متهم کرد. به همین دلیل، در متن اصلی بیش‌­تر حالتی مورد توجه قرار گرفته‌ که چنین انحرافی رخ نداده‌­است.     

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۱